
یک جورهایی خیلی چند وقته نظراتی میاد که گاهی تو فکر می برتم . واقعا بعضی هاشون برام خیلی ارزش دارند . خیلی خوشحالم می کنند . خودتون میدونید که من نوشته هام نظم و قانون و منظور خاصی نداره . یه راهیه برای تخلیه خودم . برای احساس سبکی کردن . مطمئنا اگه نظر کسی برای من مهم نباشه من توی وبلاگ نمی نوشتم . یه دفتر خاطرات بر می داشتم و شروع می کردم به نوشتن . اما حالا اینکه جواب نظری رو با رفتن به وبلاگی نمی دم و یا کسی رو لینک نمی کنم دلیل بر بی اهمیت بودن موضوع نیست . یا اگه آدرس یاهو اون کنار نمی گذارم هم دلیل بر ایجاد مزاحمت کردن کسی نیست . باید بگم که مثل گذشته دیگه وقت آزادی سر کار ندارم که بتونم نگاهی به وبلاگ ها ی جدید بندازم و آرشیو بخونم و .... الان دیگه سیستم کاریم خیلی فرق کرده و خیلی هنر مند باشم فقط (البته در حال حاضر) سه تا وبلاگ زهرا و 35 درجه و من و ام اس رو بخونم . حتی می بینید که وقت کافی برای درست نوشتن خودم هم ندارم . و لازمه یه معذرت بخوام از کسایی که فکر می کنن نوشته های من با یه افت شدید مواجه شده که کاملا درسته . در هر صورت مطمئن باشید نظر هر کسی که اینجا چیزی بنویسه برای من با ارزشه و بخش بزرگی از نوشته های من بخاطر همین تبادل نظره . منتها شاید نتونم بخاطر هر نظر بیام و وبلاگتون رو بخونم و احیانا تو یاهو مسنجرم ادتون کنم و ....
در هر صورت عذر منو قبول کنید . سعی می کنم یک مدت آدرس یاهوم رو هم بگذارم . البته اگه ویروسهای عزیز اجازه بدن و سیستمم رو آلوده نکنن .
.
.
چند روز پیش همسرم گفت : من فردا رو می خوام روزه بگیرم . منم بلافاصله گفتم منم می گیرم .و باز اون زد زیر خنده چون من بازم پریود بودم .
.
خلاصه که این فراموشکاری من شده خوب وسیله ای واسه خنده شوهرم.