تبليغاتX
page

ورق صد و سوم

بهمون یاد دادن صدامون در نیاد ، بهمون یاد دادن ساکت موندن و دست به سینه بودن از همه چیز بهتره ، بهمون یاد دادن حتی واسه مستراح رفتن هم اجازه بگیریم ، بهمون یاد دادن که اگه حتی با توالت اشتباهت گرفتن و خواستن تمام قد قهوه ای سوخته ات بکنن وایسیم و هیچی نگیم ، آره تو مدرسه با ما اینا رو یاد می دادن .

حالا اگه کسی مثه ما شده زیر تخت و گوشه حموم کتاب می خونده می شه آدم خودسر ، می شه آدمی با انگ هر چی که بدتر از همس .

ولی من قانون شما رو دوس ندارم ….

آخ که چقدر دلم گرفته ، دلم خیلی گرفته ...

نمی دونی چقدر زجر آوره دیدن نگاه های هرزی که بهت می شه و تو کاری نمی تونی بکنی جز پایین نگاه کردن ، نمی دونی چقدر سخته تحمل آدمی که دلش می خواد در نهایت ادب و احترام تحقیرت کنه ، و از اینکه تا حالا نتونسته ببینی که چقدر احساس عجز می کنه ، و بدونی که اون مثل مار زخمی می خواد که یه روز به تو بتازه و نیشش رو تا ته تو قلب تو فرو کنه ،

آره کیوان راست می گفت ، یه جاهایی باید زنانگی خودتو پنهان کنی ، پیش سیر ترشی ها و خیار شور ها و آبغوره های ته انبار .

دلم خیلی گرفته ..... 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1384ساعت 7:26  توسط سونامی  | موضوع: |