تبليغاتX
page

ورق صد و هفتم : محبوبه تو هم رفتی و من موندم ...

سلام

سلام محبوبه من ، می دونی محبوبه من هیچوقت فکر نمی کردم که به تو اینقدر وابسته بشم که حالا دلتنگت بشم ، محبوبه شیشماه با هم بودیم و چقدر زود گذشت ، چقدر کنار تو آروم و خوشحال بودم ، باتو همش می خندیدم ، باتو پره انرژی بودم ، نمی دونی چقدر وابستت شده بودم ، وابسته همون دروغ می گی های قشنگت ! عاشق پس چی گفتنات !

محبوبه من خیلی دلبسته تو شده بودم ، امروز همه به من می گفتن که جاش خالی نباشه! همه اینو به من می گفتن ! می دونی چرا ؟ همه فکر می کردن من خیلی ناراحتم ، آره ناراحت نبودنت بودم ولی بیشتر از اون خوشحال بودم که رفتی ، اندوه دوری تو برام قابل تحمل تره وقتی می بینم که رفتی جایی که بهت بگن مهندس ، و بشی یه  رکن اساسی ولی اینجا چی بودی ، یه منشی ساده ، یه پادو این احمق های بی شعور ، غم دوریت برام خیلی سخته ، اما سخت تر از اون این بود که می دیدم که به مهندس مملکت به چشم یه منشی ساده و قابل سوء استفاده نگاه می کنن .

من خیلی خوشحالم که رفتی و همه از این متعجب بودن که با اون همه جیک و پیک داشتن چرا من اصلا خم به ابرو نمی یارم .

هیچوقت هدیه ولنتاین تو رو فراموش نمی کنم ، وای که من روز ولنتاین از همه معشوقه های دنیا خوشبخت تر بودم و کسی اینو ندونست …

محبوبه ، محبوبه من ، چقدر لذت می بردیم وقتی تلفن هامون کنترل بود و ما با هم از اینترنت چت می کردیم و همه حرفامونو یکی می کردیم و همه خبرا رو به هم می رسوندیم.

محبوب من دلم برات خیلی تنگ می شه ، هرجا که هستی دعای من بدرقه راهت .

محبوبه تو از همون روزای اول به من به چشم یه دوست نگاه کردی ولی من اونقدر دیر به تو اعتماد کردم که حالا سودی نداره ، کاش زودتر همدیگرو می شناختیم ، اگه بهت بگم من فقط این یه ماه آخر بهت واقعا اعتماد کرده بودم بهم می خندی !!!  آخ محبوبه من حالا که رفتی می بینم چقدر تنها شدم ، اینجا هیچکس نیست که دلم بخواد باهاش حرف بزنم ، از همشون بدم میاد ، از تموم بی فرهنگ بازی هاشون ، شوخی های احمقانشون ، محبوبه نمی دونی چقدر به بودنت احتیاج دارم ....

محبوبه برام رفتنت خیلی سخته ،خیلی سخته ، هر روز هم که می گذره بیشتر نبودت برام سخت می شه و من تازه می فهمم که چقدر دوستت داشتم و همش به خودم می گم چرا ، چرا تا دم آخر رفتنت نتونستم بهت بگم که خیلی دوستت دارم.

و حالا تو رفتی و من تنها تر از اونی هستم که تو فکر کنی ،و من بی تو و به یاد تو مدام اینو می خونم که تو آخرین روز تو ماشین زمزمه می کردی:

دلم از خیلی روزا با کسی نیست    تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست

شدم و اون هرزه گیاهی که دیگه    پر پر دستای خار و خسی نیست

محبوبه حالم خيلي بده ...

2 نوشته شده در  پنجشنبه 19 خرداد1384ساعت 14:0  توسط سونامی  | موضوع: |