تبليغاتX
page

ورق صد و شانزدهم : گاهی وقتها ماها یادمون میره که کی هستیم

گاهی وقتها ماها یادمون میره که کی هستیم ! درست وقتی که فکر می کنیم خیلی همه چیز خوب پیش میره و از لحاظ کاری و علمی و احساسی خیلی احساس موفقیت می کنیم ، یادمون میره که تا قبل از این که اینها رو داشته باشیم کیا دور و برمون بودن و حالا کیا هستند ، گاهی وقتها ممکنه که همون که از اول راه باهامون بدون هیچ غل و غشی بوده رو نمی بینیم ولی وسط این موفقیت ،کاری براش پیش میاد و ما می زاریم به حساب اینکه اون به ما احتیاج داره و اصولا به خاطر این با ماست که بتونه از طریق ما خیلی از خلا هاشو بپوشونه ! در صورتی که نمی بینیم که تا قبل از این کجا ها دست ما رو گرفته اونم بدون هیچ طلبی یا منتی ...

ولی بهتر نیست گاهی یه بازنگری رو خودمون داشته باشیم و ببینیم که واقعا این احتیاجه که دوستانمون رو به ما پیوند می زنه و دیگه هیچی نیست ؟؟؟؟؟

خوب اگه احتیاجه؛نباید ببینیم چطور احتیاجیه ؟؟ احتیاج دو دستست : یکی اونه که طرف تنها به کمکی احتیاج داره که ادامه بده مثلا کنار دکه تلفن عمومی وایساده و دوتا پنج تومنی داره و تلفن فقط سکه ده تومنی می خوره و ما می تونیم ده تومنی خودمونو بهش بدیم و دوتا پنج تومنی اونو بگیریم ، این یه کمکه بدون اینکه ما چیزی از دست بدیم ! ولی یه احتیاجه که مثه گدایی می مونه ، مثلا پروژه پایان ترمشو می خواد ما براش بنویسیم اونم بدون اینکه مثلا دستمزدمونو بده و حتی قدر شناسی کنه و در واقع زالو بازی در بیاره ، که باز هم به نظر من می شه خیلی راحت زد تو پر این آدم و بدون اینکه یه چنین خدمتی هم بهش بشه طرف بفهمه که خواستشو نمی تونیم انجام بدیم و دوستیمون هم سر جاش باشه ،

می دونی همه حرفم اینه که ما گاهی بنا به موفقیت هایی که تو یه برهه از زمان بدست میاریم فکر می کنیم دیگه از دماغ فیل افتادیم و یادمون میره که غیر ما هم آدم تو این زمین خدا هست !! و سعی می کنیم علاوه بر اینکه جلو میریم خواسته یا ناخواسته پل های پشت سرمون رو خراب کنیم !! و یادمون میره این دنیا هیچیش به هم نرسه ، آدماش بالاخره به هم میرسن و خدا کنه که همیشه کار ما طوری باشه که اگه کسی هم به ما رسید دستی بدیم و یاد خوش گذشته رو کنیم نه اینکه قداره ببندیم واسه ناک اوت کردن همدیگه!

می دونی یه سری حرفا و جمله ها از نظر من هرگز نباید گفته بشن ، حتی به شوخی !!!

ولی ما بدون اینکه بفهمیم و بدونیم از اونها استفاده می کنیم و اصلا حالیمون نیست که جمله ما چه بلایی سر طرف مقابلمون می یاره !! و جالبیش هم اینه که اغب این حرفها هم در قالب شوخی مطرح می شه !! مثلا می خوایم دوستانمون رو تو جمع بخندونیم ولی برای اینکار میایم یکی رو می کوبیم و باهاش شوخی شخصیتی می کنیم و همه و حتی شاید اون هم بخنده ولی باعث می شه کینه عمیقی تو دلش نسبت به ما تو دلش ایجاد بشه !! و ما اینو نمی فهمیم ، دنبال گرفتن نقطه ضعف دیگرانیم تا به موقش مثه پتک بکوبیم تو سر طرف !! تا بازم بقیه بخندن ! ولی واقعا فکر کردیم خندوندن دیگران رو به چه قیمتی داریم بدست میاریم ؟؟؟؟

یه جمله قشنگی هست که می گه بیاید با هم بخندیم نه اینکه بهم بخندیم !!!!!!

می خوام یه مثال بزنم شاید عمق این قضیه بهتر روشن بشه . این چیزیه که من خیلی زیاد تو زن و شوهر های دور و برم از دوست و آشنا و فک و فامیل دیدم و ناراحت شدم ، و اون اینه که شوهره تو جمع برای خوش اومدن دیگران و خندون همه مثلا دیر رسیده ازش می پرسن کجابودی ؟؟ و اون در حضور همه و برای خنده می گه خونه خانوم دومم !! یا می گه من که فلان طور بشه زن می گیرم و ... و همه هم هرو کر که چقدر جالب بود و کلی هم سرش می خندن و ایول ایولی می گن و فکر می کنن تموم شده ، ولی من بارها و بارها صورت سرخ شده خانومشو دیدم که به سختی لبخند تلخی زده و در نهایت انزجارش تو جمع مونده و سعی کرده خودشو خوشحال و بی تفاوت نشون بده ، و اون مرد فکر می کنه این قضیه همینجا تموم میشه !!! ولی اینطور نیست ، اون زن تلافی می کنه اما نه تلافی مستقیم ، یه تلافی کاملا نامحسوس و موزیانه ، یه تلافی که ممکنه تو روند خوش یه زندگی تاثیر بزاره .

از بحث اصلیم گم نشه ، داشتم می گفتم که ما نباید بعضی حرفا رو بزنیم .

یکی از کارهایی که من به مراتب تو زندگی روزمره بین دوست و همکار و همه و همه می بینم اینه که طرف با چه سرسختی عجیبی دنبال پیدا کردن نقطه ضعف طرف مقابل هست تا بتونه به طریقی اونو بکنه مضحکه خاص و عام .من از این جور رفتار ها متنفرم !!

کاش ما می فهمیدیم که همونطور که تو می تونی نقطه ضعف دیگرانو پیدا کنی بقیه هم می تونن با یه ذره دقت و فوکوس روی تو ، نقطه ضعفه تو رو بدست بیارن ، بچه پیغمبر که نیستیم که همه کارامون درست باشه !! پس بهتر نیست یه نگاه دوباره یه بار دیگه به خودمون بکنیم و ببینیم چقدر اینکاره بودیم و حتما پیدا می کنیم که کسی باشه که همچین زیاد دور هم نیست !!!! با بی معرفتی و شاید هم کمی بی رحمی زده باشیم تو پرش و از خودمون رونده باشیمش ، و من بعد 22 سال از زندگیم می گم هیچ چیز تو این زندگی اینقدر ارزش نداره که به خاطرش دل کسی رو از خودمون برنجونیم ، من فهمیدم که یه ارتباطو نباید از دست داد ، گاهی ما خیلی هم فکر می کنیم و به خودمون می گیم که مثلا فلان کس رو چرا داشته باشم که جز بدبختی و دردسر برای من چیزی نداره و جز یه بار اضافه چیزی برای من نداره ، ولی به این فکر کن که در کنار اون چقدر لذت بردی و چقدر لحظه ها بوده که تو فکر کردی هیچکاری برات نکرده ولی باعث شده تو از ته دل بخندی ، و این خیلی ارزشمنده ،و یه بار دیگه رو خودت مرور کن ببین اگه تموم اون حسای عجیب و غریبی که بهش نسبت دادی رو کنار بزنی و درست نگاه کنی اون به همون بدی که تو در موردش قضاوت کردی و کنارش گذاشتی ؟؟؟؟ فکر کن که اگه اونو زالوی وجودت می دونستی و یا اینکه معتقد بودی که از سر احتیاجه که باهاته ویا اینکه داره از معلومات سرشار تو بهره مفت مفت میبره یه دلیلش نمی تونه رفتار خودت باشه که نتونستی حد و مرزتو خوب به دیگرون نشون بدی که از اون حدود تجاوز نکنن ؟؟؟؟؟

من معتقدم خیلی از رفتارهایی که با ما ميشه ، همیشه بازتاب رفتار نادرست خود ماست !! که ما رفتار خودمون رو نمی بینیم و قضاوت بی انصافانه ای نسبت به دیگرون می کنیم .

و ختم کلام که : تا توانی دلی بدست آور   دل شکستن هنر نمی باشد .(صلوات ختم كنيد!)

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1384ساعت 7:18  توسط سونامی  | موضوع: |