
امروز به قدر هر چي كه بگيد از دست زمين و زمون شاكيم ، آخه ايها الناس اين چه كاريه كه مي كنيد . بابا مذهبتونو شكر ، بخدا واسه همين چيزاست كه بهمون مي گن جهان سوم ديگه ، با اين زرنگ بازيتون آبروي چهار تا آدم متشخص و اهل تدبرو تشخص رو مي بريد و همه رو به يه چشم نگاه مي كنن .من داستانم رو مي گم ،ولي قضاوتو اينبار مي زارم به عهده خودتون . ببينم چقدر انصاف دارين.
قبل از هر چيزي بايد اينو بگم كه تو هر سيستم و مجموعه اي بالاخره بنا به كار تخصصي اون سيستم يا مجموعه يك سري كارهاي خاص هست كه توسط پيمانكارهاي خارجي يا شركت هاي وابسته و غير وابسته انجام مي شن كه معمولا چون اين پيمانكارهاي خارجي كارشون محدود و تخصصي هست ، پس زياد دست روي دست در مورد كارشون نيست و خيالشون راحته كه كار هميشه دارن ، و شركت ها و مجموعه هاي ديگه به خاطر محدود بودن خدمات ارائه شده در بازار به اونها محتاجن. و هيچوقت هم شركت نمي تون اونها رو كنار بذاره چون عملا سرويس دهنده ديگه اي وجود نداره !.
خوب حالا اين حالت رو فرض كنيد كه تعداد كساني كه اين سرويس ها رو مي خوان كمي زياد و خدمات دهنده ها محدود تر بوده ، خوب فكر مي كنم اگه يه كمي باهوش باشيد خيلي سريع گرفتيد كه داستان از چه قراره ! درسته ، اگر شركت هايي كه اي سرويسها رو مي خوان ، اين سرويس ها جزء سرويس هاي حياتي براشون باشه ، حاضرن هر كاري بكنن تا سفارششون تو صف پردازش و تحويل قرار نگيره و يه جورايي اين قضيه رو دور بزنند و از اونجا كه تو ايران و ايراني جماعت نسبت به افرادي كه نيازمند خدماتي از اونها هستند احساس تعهد كافي ندارند خيلي راحت با حساب سر انگشتي منفعت خودشون تموم جريان كار و عوض مي كنند .
ما چند وقت پيش يه سفارش به يكي از همين مراكز خدماتي داده بوديم ، قرار بود سه روز پيش اين خدمات رو به ما ارائه بدن ، و كار ما هم به شدت نياز به اين خدمات داشت ، طوري كه روي روند كل سيستم ما تاثير مي گذاشت و از همه مهمتر اينكه به عنوان مسئول تمام اين افتضاحات بنده حقير زير سئوال مي رفتم ، چون از اونجا كه من بسيار بدشانسم فشار مديريت از يك طرف ، فضولي هاي اين مميزين ايزو هم از طرف ديگه منو مثله يه ديگ در حال انفجار كرده بود و خدا مي دونست كي بتركم .
ما براي گرفتن اين خدمات مبلغي رو پيشنهاد داده بوديم و قرارداد و ... كلي داستان كه كارمون رو اين روز تحويل بگيريم ، اما متاسفانه روز موعود رسيد و ديديم كه نه تنها كار ما در ليست در حال انجامها قرار نگرفته بلكه حتي كوچكترين عملياتي مبني بر انجام هم صورت نخواهد گرفت !!! براي فهميدن و سر در آوردن آنقدر اين در و آن در زدم تا فهميدم يك شركت ديگر همان تقاضاي ما را اما با مبلغي بالاتر به همين شركت داده است ، و آن شركت براي دور زدن صف (كه ما جلوي او بوديم) مبلغ خسارتي كه در قرار داد ما قيد شده است را به همراه مبلغي ناچيز بيشتر از مبلغ قرار داد ما به اين شركت خدماتي داده و شركت هم به خاطر دوزار سود بيشتر كار يك مجموعه را با زير پا گذاشتن تعهداتش لنگ گذاشتي و عواملي همچون من هم بايد پاسخگوي اين فضاحت باشم (تو رو خدا شما به ريئسم بگيد به من چه ربطي داره!) .
اين شركت حتي اينقدر منصف نبود كه با ما تماس بگيرد و بگويد مي خواهم قرارداد شما را فسخ كنم ، شايد كه ما بيشتر از شركت رقيب هم پول مي داديم . اما آنچه مسلم است نداشتن حس تعهد است ، ما را طوري بار آورده اند كه براي بدست آوردن چندرغاز بيشتر دين و ايمون و همه چيز را زير پاهايمان بگذاريم .
اما اگر ارائه دهنده هاي خارجي (واقعا خارجي) طرف باشيد اونقدر نسبت به قرار داد شما احساس تعهد و مسئوليت انساني مي كنند كه خودتون شرمنده مي شيد ، حتي اگر هم شما بدونيد كه قرارداد يه شركت ديگر خيلي كلان تر از قرارداد شماست ، اما تعهد شان نسبت به قرارداد شما آنقدر بالاست كه حض مي كني !!
من بيگانه پرست نيستم اما آنچه كه واقعيت است اين است و واقعيتي بسيار دردناك است ، من دوست دارم روزي برسد كه ما هم همين تعهد و احساس مسئوليت را پيدا كنيم ، نمي گويم خودم هم خيلي آدم درستي هستم ، خودم هم گاهي همه چيز را زير پا مي گذارم ، اما دارم تمام تلاشم را مي كنم كه آنچه كه بد مي دانم و بد مي بينم را نه تنها در زندگي شخصي ام بلكه در زندگي اجتماعي ام هم تكرار نكنم ، چون به اين شعار معتقدم كه سازندگي ايجاد نمي شود مگر آنكه از خودمان شروع كنيم .
يا حق