
خوب اين ماه رمضون هم كه اومد و كلي محاسن و معايب هم براي ما به ارمغان آورد. اوليش هم اينه كه ماه رمضون آدمي كه روزه مي گيره يه صفايي رو حس مي كنه كه اوني كه نمي گيره نمي دونه چيه ، مخصوصا دماي افطار كه مي شه و تا موقع مقرر همه چيز برات ممنوعه اس ، وقتي آهنگ رهايي رو ميزنن تازه مي فهمي چقدر خدا دور و برت نعمت گذاشته و تو حتي نگاه هم بهش نمي كني .
افطاري خوردناش كه ديگه آخرشه ، هيچ چيزو به اندازه افطاري خوردن بيرون؛اونم آش رشته و حليم داغ و روغن حيووني و كره اي كه بوش همه جا پيچيده و مي خواد ديوونت كنه دوست ندارم .
پارسال كه واقعا يادش بخير ، يكروز درميون ما افطاري با دوستامون جمع مي شديم و ميرفتيم بيرون ، آي حال ميداد ،آي حال مي داد كه نگو ... و از اونجا كه من خيلي خيلي شكمو هستم از يكشنبه هفته آينده بساط افطاري خورونمون رو براه كرديم (براي برگزاري مداوم مراسم افطاري اسپانسر مي پذيريم !!!!!) .
اما بدي هايي هم داره ، چون كلا شركت ما نه تنها هيچ اعتقادي به روزه گرفتن نداره ، در رستوران هم كما في السابق بازه و كوچكترين تغييري در روند پخت و پز قبليش نداده ، به اضافه اينكه فقط يك وعده غذايي هم اضافه شده و يه شيفت كاري براي رستوران شركت اضافه كردن . اينه كه ما ها رو كه روزه موزه هنوز مي گيريم و يه نيمچه اعتقادي هنوز برامون هست رو امل و عقب مونده ميدونن و هزار جور انگ مي زنن و چنان با افتخار در طول روز چاي نسكافه و قهوه اشون براهه كه يه موقع هايي يادم ميره ماه رمضونه . بدي ديگه اي كه داره اينه كه تقريبا تمام شركت ها ساعات كاريشون رو تو اين ماه تغيير مي دن و معمولا اضافه كاري ها حذف مي شه و هيچي هيچي نباشه يه تغيير يه ساعته تو كار مي دن ، ولي شركت ما از اونجا كه اكثر قريب به اتفاق روزه خورن !!! هيچ تغييري ايجاد نكرده و ما بايد همون تايم 12 ساعتي كوفتي رو سر كار باشيم . مي دونيد براي كسي كه تا حالا 12 ساعت كار نكرده شايد هضم اين قضيه يه كم سخت باشه ولي كسايي كه 12 ساعت رو در روز كار كردن مي دونن چقدر خستگي داره و چقدر خارج از توانه ، حالا فكر كن كه ماه رمضون هم باشه و روزه هم بخواي وسط اين جماعت بگيري.
هر چي كه هست من ماه رمضونو دوست دارم ، ازش لذت مي برم ، هر چقدر هم كه خيلي چيزا باعث بشه اين ماه يه بخشيش سخت تر بگذره بازم از ارزشي كه من بهش مي دم و برام داره كم نمي كنه