
احساس بدی دارم ، به بدی همان اسمي که معني كردي ....
توي معني اسمت يك چيز را يادت رفت به من بگويي !!!
مي داني ، دنياي كوچكي است ..
دنياي كوچك و خرابي كه تويش حتي به نامه هاي شخصي ات هم رحم نمي كنند .
ديدي از كنار شيريني فروشي ها كه رد مي شوي يكهو توده اي هواي اشباع شده و شيرين به صورتت مي خورد و حالت را توي يك لحظه دگر گون مي كند ؟؟؟
شيريني هميشه خوشايند است اما وقتي يكهو توي فضايي اشباع شده از آن قرار بگيري هر چند هم دوست داشتني دلت را مي زند .
ناراحت نشو اما دلم را زدي !!!!
خواستم اين را برايت پست كنم ، ديدم شايد صلاح در اين باشد كه ديگر چيزي نفرستم ، مي بيني دنياي مجازي هم مشكلات خودش را دارد .
شايد بهتر اين باشد كه فقط حضور هم را ببينيم و حرفهايمان را با همان آب دهانمان كه در موقع ترس پايين مي رود ، سخت پايين بدهيم .
مي داني روزهاي غريبي است ....
من هم انتظار غريبي داشتم ، روزهايي كه حتي دلدادگان به هم وفا دار نمي ماند ، احمقانه است تصوير وفاداري به پيوندهاي ساده و صميمي كوچك بينمان ، وفاداري به قلم يكديگر و وفاداري به آنچه كه اعتماد مي بخشد ، آنچه كه باعث نطفه بستن هر چه كه حس خوب است .آنچه كه باعث باليدن احساس از خود دانستن ديگران است .
خوب است كه توي همان شماره 3 هميشه باقي بمانيم ، دوست نداشتم اما بهتر كه توقف ما توي همين شماره 3 بماند ، براي ادامه دادن انگيزه هايم همه كشته شد ، براي ادامه دادن دوباره به تغيير يك چيزي اين وسط نياز دارم ، البته مهم نيست ، يعني آنچه كه دانستم اين بود كه برايت مهم نيست ، نه من و نه هيچ كس ديگر ....
براي دوباره ادامه دادن بايد يك كاري كني ، چكار را هم نمي دانم ، اما مي دانم نياز به معذرت خواهي نيست ، چيزي ديگر است كه بين ما از دست رفته ....
ديگر منتظر نامه ات نيستم ، فقط دلم از تو شكسته شد ، دل شكسته ام توي اين زندگي بي در و پيكر براي هزارمين بار و شايد بيشتر شكست .
احساس بدی دارم ، به بدی همان اسمي که معني كردي ....