تبليغاتX
page

ورق صد و نود و پنجم : دیگه اذیتت نمی کنم

بخودم امشب قول دادم ‏، قول دادم هيچوقت اذيتت نكنم ، قول دادم ديگه از رفتن حرف نزنم ، قول دادم هرچي كه تو بگي بشه ‏، ديگه اذيتت نكنم كه اينجوري بشه ، ديگه گله نمي كنم ، ديگه نمي خوام از دستت بدم ، ديگه باهات حرفاي پر بحث نمي زنم، ديگه هرچي تو بگي ، من فقط مي خوام كنارت باشم ، حتي اگه بهونه موندنمون فقط همون برنامه باشه ، قانعم به همون تلفن هاي گاه و بيگاه تو .

هيچ وقت اون روزي كه سرما خوردي رو يادم نمي ره .....

اونشب دلم مي خواست از پشت كامپيوتر يهو بپرم تو بغلت ....

ديگه نمي خوام از دستت بدم .

يادمه يه موقع به يه كسي گفتم كه مي خوام باهات تموم كنم ، گفت تحملشو داري ؟؟؟ گفتم آره ...

اما حالا می فهمم ....

خيلي بچه بودم .... خيلي بچه بودم ...
2 نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 7:9  توسط سونامی  | موضوع: |