
از من دلخور نباش . بيشتر از آنكه به دنبال دليل ها در من بگردي به كارهاي خودت نگاه كن !!!!
مي بيني چقدر احساس بديست اينكه كسي با تو روراست نباشد؟ نه به عنوان يك دوست به عنوان يك انسان!! آدم احساس مي كند چه زخم عميقي خورده است . زخمي كه به اين راحتي ها نمي توان نه التيامش داد و نه فراموشش كرد .
پس ببين من چقدر توي اين مدت احساس هاي ناخوشايندي كردم وقتهايي كه مي ديدم دارم گول بازيهاي تو را مي خورم . نمي دانم چند بار بود كه مي ديدم مي دانستي كه مشكل دارم اما باز هم خواستي مرا دور خودت بگرداني و منتظرم نگه داري !!!!! خودت فكر كني يادت مي آيد .
خيلي ها از اين كار تو در رنجند ، نه من ، خيلي هاي ديگر .
اينها را نمي گذارم به حساب كار تو ، مي گذارم به حساب آن بعد وجودت كه گاهي بيرون مي آيد و به همه چيز خشم مي گيرد
هنوز هم مرا بازي مي دهي ، مثله آخرين جمله اي كه گفتي و بعد رفتي .
اين را كه ديگر يادت هست !!!!
من آدم كينه اي نيستم . دنبال اذيت كردن و رنجاندن كسي هم نيستم . اما خر هم نيستم كه مرا بازيچه كنند . كاري كه احساس كردم خيلي از اوقات با من كردي و شايد پيش خودت هم خيلي خنديده باشي و از خودت لذت برده باشي .
خيلي سخت است اينجور چيزها را ببينم و دم نزنم و اداي كسي را در آورم كه هيچ نمي داند و نفهميده است كه دور و بر چه خبر است .
دلم نمي خواست اينطوري شود ، حاضر بودم تا هميشه اگر همه چيز فقط در مورد من و بازي دادن من بود سعي كنم چشم ببندم و بازهم فكر كني كه گول ترا خورده ام ، اما خودت كه فهميدي ، يعني آنها فهميدند . اگر مي توانستم حتي سعي مي كردم كه مانع دانستن آنها شوم ، چون نمي توانم ناراحتي تو را ببينم ، چون دوست دارم حتي اگر با بازي دادن من هم شده تو بخندي ، چون نمي داني وقتي كه مي خندي چقدر زيبا مي شوي و من ديوانه تو مي شوم .
خوب حالا همه چيز لو رفته و شما شده اي مسبب اين ماجرا ، خودت هم مي داني مستحقش بودي ! اما اينهمه سخت گيري و پشت كردنها و بي محلي ها ديگر بازي بچه گانه اي بيش نيست ! بهتر نيست بدون در نظر گرفتن اين دوستي كمي واقعبينانه تر به اين ماجرا نگاه كني ؟؟؟
باز هم مي گويم نمي خواهم آزاري به تو بدهم و ناراحتت كنم . مي دانم كه از من دلخوري ، اما با حساب تمام لحظه هايي كه من از تو دلگير شدم و بازيم دادي تراز كنيم شايد من هنوز كفه ام سنگين تر باشد .