تبليغاتX
page

ورق دویست و پانزدهم : فاز پنجم

از دیروز که رفتم خونه حتی نمی تونستم لباسامو از تنم بکنم . درست به کندی راه رفتن یه لاک پشت لباسهامو عوض کردم و یه کله تو تخت . نیمه های شب فقط بیدار شدم و به سختی یه چایی خوردم و بازم خوابیدم .

با اینکه قرصهای خواب آور رو دیگه نمی خورم ولی انگار سه تاشو با هم بالا انداخته باشم .

میترا یادت میداد بهم می گفتی اگه با همین وضع ادامه بدی سر از تیمارستان در میاری ؟؟ فکر کنم داره حرفات به واقعیت نزدیک می شه . کامینگ سون ....

هیچوقت فکر نمی کردم سرم قادر به تحمل اینهمه درد باشه . ولی ماشالله عجب ظرفیتی داره !!!!! تازه دیگه خرید سوت هم نمی خواد ، چون اتوماتیک سوت می کشه ..

نهم !!!!

کی تا نهم زنده می مونه ؟؟؟

جدی هیچ تضمینی نیست ها !! بی ریشه تر از آدم هیچ چیز تو دنیا نیست .

دنیای فانی ما ....

این متن ها رو در طول چند روز می نویسم . اگه فعل و فاعل روزاش نمی خونه تعجب نکنید .

امروز طرفهای نه بیدار شدم .

حالم نسبت به روزای دیگه یه چیزی در حد عالی بود . راه افتادم با ماشین تو اتوبان و گاز و صدای نوار تا ته ....

خیلی خوب بود .. اما وقتی از در حسابداری اومدم تو، انگار که سکته کرده باشم یا در حال سکته کردن . صورتم سرخ شده بود و تو جناق سینم یه درد بزرگ حس می کردم که هر آن ممکن بود منو از پا در بیاره ..

مسئول بهداشت بیچاره از من ترسیده تر بود ...

به دختره همکارم می گفتم بگو این پسره بیاد من دارم می میرم ، می خندید و می گفت دیوونه پسره ، مجردم هست ها ، جناق سینتم که درد می کنه !!!!

خدا رو شکر که تو شرکت بود ...

وگرنه باید ریق رحمتو سر می کشیدم .

دیشب سر نماز بخدا گفتم اگه به شکست دادنه ، اینبار نمی خوام جا بزنم . می خوام رو کم کنی هم که شده اونقدر زندگی کنم که تو مخلیه کسی هم نیاد .... اگه فکر کرده به این زودیها از سر دیوار 12 متری اون ساختمونه پایین می پرم کور خونده ....

دوبار رفتم اون بالا و دوباره بر گشتم پایین . هزار بار دیگه هم که برم بازم بر می گردم پایین .

آقا این روزا این وبلاگ اساسی تعطیله ....

نیاد بخونید ... اینا خیلی شخصیه دیگه ... حالا اگه می بینید پست می کنم یه کم هم از کرم زیادیه ... شما به دل نگیرید ...

این فاز ها که تموم شد دوباره می شه روزای عادی .... نترسید به زودی همه چیزو درست می کنم .....

ستون شکست ناپذیرتون یه کمی ترک برداشته ... دارم یه آهن کنارش علم می کنم که تکیه به زنه به اون .که اگه ترکه زیاد هم بشه مهم نباشه . آهنه نگهش داره که نشکنه ....

بالاخره ستون شکست ناپذیر که نباید شکست بخوره.. باید بخوره ؟؟؟

امروز پنجمه .

وکیلی اومده شرکت میگه نرم افزار مشکلی ایجاد نکرده ؟؟؟

می گم نه فقط یه سری سوال برام پیش اومده که می خوام بپرسم .

وکیلی می گه خوب رو نرم افزار بگو

ولی رو نرم افزار هر چی می زنم باز نمی شه .

وکیلی می گه یه لحظه اجازه بده از آخرین تاریخ باز گشایی بک آپ بگیریم . وقتی صفحه انقضای نرم افزار رو زد دو هفته قبل !!!!! من شر شر فقط عرق می ریختم .

وکیلی گفت یعنی آخرین بار دو هفته پیش نرم افزار و باز کردی ؟؟؟؟

تنها چیزی که داشتم بگم این بود که تاریخ و دست کاری کردم !!!!! عجب دروغ شاخداری بود . خودشم فهمید ..بیچاره به روی خودش نمیاره . حتما پیش خودش گفته گیر عجب آدمی افتادم ها ...

2 نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 10:41  توسط سونامی  | موضوع: |