تبليغاتX
page

ورق 268: کاش اینو بخونه

کاش فقط یک کلمه به من می گفتی که گناه من چی بود ؟

گناه من چی بود ؟

هیچ وقت فکر نمی کردم راجع به من اینطور قضاوت کنی . منی که تو زندگیم بودی ....

شبیه این حاجی آقاهای شکم گنده غیرتی باهام رفتار کردی .

منی که همیشه به تو وفادار بودم .

دو ماه ! بخاطر تو ! تلخترین لحظه ها رو چشیدم . تحمل کردم . اما نفهمیدی .

من کور نیستم . همون موقع که با اون دختره ریخته بودی رو هم .

یادته؟؟ هیچی نگفتم . گفتم بزار دلش هرجا خوشه همونجا باشه . گفتم راضیم به رضای تو !

گفتم حق نداری بگی خیانت کرد . گفتم هر آدمی حق داره تجربه کنه تا بهترین خودشو پیدا کنه . گفتم می ری و یه روز می فهمی که من برای تو بهترینم . می فهمی که ممکن نیست کسی عاشق تر از من برای تو باشه .

هر چی خواستی بهم گفتی . هر لقبی که خواستی دادی . بی انصاف .....

بی انصاف ..... تو زندگیم هیچوقت کسی اینجور دلمو نشکست که تو شکستی .

من همه بدیهاتو فراموش کردم . تو رو با تموم بدیهات خواستم .

تو رو حتی برای همون چند دقیقه ای خواستم که ممکنه دیگه هیچوقت اومدن دوباره ای توش نباشه و تو می گی تو چه سوء استفاده ای می خواستی از من بکنی که برات موندنم مهم نیست !!!!!!!!! که با نموندن من کنار اومدی .

فکر می کنی آسونه عزیزی کنارت باشه و تو باید به خودت بقبولوتی که مال تو نیست . نمی تونه باشه .

بخداونی خدا . به قشنگی اسمت ،‌انگار هر لحظه با یه درفش تو مغزم یه چیزی رو فرو می کنن.

نمی دونم چی رو باید بهت ثابت می کردم . اما همیشه اینو بدون اونی که واقعا دوست داره تو اونور کره زمینم کاری کنی از حالت با خبره .

بخدا قسم لحظه ای از حالت بی خبر نبودم .

در مورد من زود قضاوت کردی . منی که تو تموم اون لحظه ها فقط می خواستم بوت کنم و آروم بگیرم .

وجدانم راحته که هیچوقت از چارچوب وفاداری تو بیرون نیومدم .

من یه سگ داورمن دارم . این سگ تنها موجود وفادار زندگی منه !!!!! تنها موجود وفادار زندگی من !

تنها موجودی که وقتی بهش غذا میدی و نون و نمکت رو می خوره ، تنتو تیکه تیکه نمی کنه . تو منو تیکه تیکه کردی .

قلبمو . روحمو .

اون آدرس و شماره تلفن دکتر ها رو دیدی ؟؟؟ برو ازشون بپرس که چه کردی با من .

برو عیدی که سیاه پوشت بودم و ببین .

نگو هیچکاری که نکردم . تو همه چیز من بودی .

پا همه چیزت وایستاده بودم .

بگو چی کشف کردی که منو اینطور به رگبار بستی پوآرو !

از همه چیزت گذشتم .... از همه کارات . از همه چیز . اما باید یه روزی جواب این دل سوخته رو بدی .

اونقدر مرد می بودی و می گفتی که چرا !!!!! این حق من بود . این حق من بود ....

2 نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 21:58  توسط سونامی  | موضوع: واقعی |