
چند وقت پیش رفته بودم حسابداری که چندر غاز حقوقمون رو بگیریم که خیر سرمون بزنیم تو کمرمون , داخل
حسابداری که شدم دیدم این منشی ما داره حقوق می گیره . خانوم صندوقدار هم رفت و از ته صندوقش دست کرد و حقوقش رو با تراول داد بغیر از خورده های تهش که به زور ده بیست تومن می شد . این خانوم منشی ما هم بنده خدا یه کمی قرض و قوله داشت که مجبور بود پول نقد ببره, این شد که به خانوم صندوقدار رو کرد و گفت : خانوم فلانی می شه به من تراول ندید من به پول نقد احتیاج دارم . آقا این جمله رو هنوز کامل نگفته این صندوقدار ما قاطی نکنه ! نشون به اون نشون که معلوم نبود دلش از کجا پر بوده که پاشد داد و بیداد و تما پولهای صندوق رو بیرون بریز که بیا !! بیا بردار ! از دست شما دیوونه شدم ! همتون بی شعورید و از همه بدتر تو (منشیمون رو می گفت) و دیگه حرفهای شاخداری که به این بنده خدا که نزد . منشی ما هم اسمش منشیه ولی یه چیزی معادل رئیس میئسی چیزیه . تا جایی که هر کدوم از مردا که می خوادچیزی بهش بدن با دو دست تقدیم می کنن! خدایی هم حساب کنی یه موجودیه که دو نداره . خوبه خوبه خوبه , اما وای به روزی که اون روی درنده خویی اش گل کنه . یعنی باید فاتحه خودش رو بخونه . به چشم کله پا شدن مهندس و دکتر و غیره و غیره اونم با اینهوا سیاست های کاری و محافظه کاری رو دیدم .
اما تا اومد از این شوک نجات پیدا کنه که چی شد و چرا اینطوری صندقداره رم کرده ! صندوقداره پرید تو اتاق مدیرکارخونه و خدا می دونه چه دروغی سر هم کرد که مدیره با چنان فریادی این منشی رو صدا کرد که بند دل شخص شخیص بنده پاره شد !
هر چی که بود اونروز به ناحق اشک منشیه رو چنان در اووردن این دو نفر که دل آدم به مظلومیت حسین وارش می سوخت .
ولی !!!!!
ولی هیچکس نمی دونه که مار زخم خورده زهرش کاری تره . منشیه قضیه رو به روی خودش نیوورد تا خود امروز . اونقدر خودش هم زد به بیخیالی و دوستی با همین آدم که هرکی نمی دونست فکر می کرد یه روحن توی دوتا بدن !
تا خود امروز . بر طبق عادت همیشه صبح ها یکبار میرم اداری یه سری میزنم و بر می گردم . امروزم با عادت همیشه رفتم . در اداری رو که باز کردم دیدم گوشه سالن صندوقدار داره از چکهاش کپی می گیره . منشیه هم کنار آب سرد کن داره آب می خوره . صندوقداره آخرین چک رو که کپی گرفت کپی رو برداشت چک موند تو دستگاه و یادش رفت برش داره و رفت .
حالا ببینید این منشیه چه جونوریه که خیلی آروم در کپی رو باز کرد و چک رو مچاله کرد و گذاشت تو دهنش و شروع کرد به جویدن و تو کمتر از چند ثانیه چک رو بلعید !!!!!
تقریبا منو وقتی دید که داشت چک رو قورت می داد !
می دونم که شرایظ فوق العاده بدی برای صندوقدار پیش میاد و اومده چون رقم چک رقم هنگفتی بوده و دیدم که از استرس مدام تو دستشویی داره کارت می زنه .
خانم منشی هم چنان اظهار ناراحتی می کنه که هرکی ندونه فکر می کنه این چقدر دلسوزشه .
کار یه جور شطرنجه . وقتی کیش می دی باید فکر خونه های جلوی شاه , که باز مونده و ممکنه باعث مات شدنت بشه رو بکنی .
حالا منشیه وقتی منو می بینه یه لبخند پیروزمندانه ای بهم می زنه که بیا و ببین .