تبليغاتX
page

ورق 288 : پل هوایی

نمی دونم چرا باید همه چیزو رک و پوست کنده بگی تا بعضی ها ملتفت مطلب بشن . انگاری که خودشون هیچیزی رو نه دیدن و نه می خوان ببینن, تا یکی پیدا بشه و یه نیشتر بهشون بزنه که بخودشون بیان .

نمی دونم چند نفر شما به پل های هوایی که تو سطح شهر وجود داره دقت کردید ؟ مخصوصا پلهایی که روی اونها بیلبردهای تبلیغاتی نصبه ؟

پلهایی که توی قسمتهای شلوغ وجود داره از مشکلاتی که می خوام بگم خیلی کم برخوردارن , اما پلهای هوایی زیادی وجود داره که علاوه بر اینکه روی خیابونهای فوق العاده شلوغ و خطرناک هستند , رفت و آمد عابرین از اون نقطه ها کمتر از پلهای مراکز اصلی شهر هست .

خیلی از این پلها رو دیدم که بیلبرد ها رو در دو طرف پل دارند و معمولا هم دوتا بیلبرد یک طرف و دوتای دیگه طرف دیگه پل هست . حالا فکر کنید داخل پل چه اتفاقی افتاده ؟

تا حالا فکر نکرده بودید ؟؟ درسته یه تونل بلند شش الی هشت متری که تمام اطراف اون پوشیده است . و یادتون باشه همه کسانی که از روی اون پل رد می شن سالم نیستند . روی خیلی از این پلها زنها و دخترها امنیت ندارند چون خیلی ها به قصد سوء استفاده اونجا هستند .

حرفهام در حد فرضیه نیست چون یکی از این پلها بالای خیابونی هست که ما اونجا زندگی می کنیم . خیابون عریض و سرعت ماشینها زیاده .صبحا باز به هر مرارتی هست میشه از پایین پل رد شد اما شبها  چاره ای برات نیست جز اینکه از روی پل رد بشی , اطراف پل دیدم آدمهایی که منتظر می مونن تا فقط یه خانوم از پله ها بالا بره . یکی از این طرف یکی از اونطرف پل بالا میان .

اولین باری که یه اتفاق اینطوری برام پیش اومد حدود زمستون پارسال بود . معمولا من خیلی سریع موقع خطر احساس های منفی سراغم میاد . اون روز هم همینکه روی پله های پل رفتم حس کردم  یکی داره پشت سر من میاد . راه رفتنم رو آروم کردم تا ازم جلو بیافته که رد شد .

سر پل منتظر موندم تا اگه موردی داره مشخص بشه . اگر مشکلی داشت مطمئنا برای چک کردن اینکه من کجام بر می گرده  و عقب رو نگاه می کنه و یا اینکه معطل می کنه ولی دیدم از وسط پل رد شد . احساس کردم که اشتباه کردم . شروع کردم به حرکت ولی هنوز چند قدم هم جلو نرفته بودم که آقا با شومبولشون که توی دستاش بود برگشت به طرفم ! من که از این صحنه ها تا حالا ندیده بودم چند ثانیه نتونستم اصلا عکس العملی از خودم نشون بدم(هیچوقت نتونستم عکس العمل آنی نشون بدم , باید ببینم که چی شد ؟!! که اصلا هم خوب نیست) البته طرف فکر نمی کرد که من اینقدر ازش دور باشم . همین هم بهم کمک کرد تا اون شب فقط برام یه زنگ خطر بوده باشه .

حالا خیلی بیشتر دقت می کنم. توی شب همه خانومها از زیر پل به اون شلوغی میرن و آمار تصادفاتشون هم زیاده . من خودم دیگه از روی پل توی شب رد نمی شم . حتی شده به همین خاطر بیشتر از نیم ساعت کنار خیابون منتظر شدم تا خلوت بشه و من رد شم .

حتی در طول روز هم دیدم که خانومها ابتدای پل کیفشون رو میزنن زیر بغلشون و تمام طول پل رو می دوئن .

بعد هی فرهنگ فرهنگ کنید که چرا از روی پل رد نمی شین . بابا آخه  خیلی جاها خود شهرداری مسبب خیلی مسائله . چرا تابلوها رو اینقدر کیپ تا کیپ روی پل می چسبونید . چرا توی دو طرف پل ؟ چرا هر طرف دوتا ؟

شهرداری باید دیدش خیلی قوی تر از اینی که هست باشه . چند بار با شهر داری تماس گرفتم ولی فقط حرف منو شنیدن و بس .شاید بارها صدای منو از رادیو کرج شنیده باشید که زنگ زدم و این مشکل رو گفتم . اما قریب به یکسال و نیم هست که هیچ اتفاقی برای بهبود این وضعیت نشده . هنوز هم دقیقا متوجه نشدم که چه کسی مسئول رسیدگی به حرف منه .
2 نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 11:38  توسط سونامی  | موضوع: واقعی |