تبليغاتX
page

ورق 315 : منو بشناسید

1-    آدم با اعتماد بنفس بالایی هستم . همیشه توی کنفرانسها و جایی که قراره کسی صحبت کنه از من استفاده می کنن . بطور بداهه خیلی خوب می تونم کلمه ها رو کنار هم بچینم که خودم هم متحیر می کنه !!!

2-    ذاتن آدم خیلی مهربونی هستم . خیلی جاها فداکاری می کنم ولی  هیچوقت خودمو بی جهت به آب و آتیش هم ننداختم . و به عبارتی دایه دلسوزتر از مادر هم برای کسی نیستم .

3-       قیافم ازون قیافه های مظلوم و مهربونه ! اینه که آدمهای زیادی رو به سمت خودم جذب می کنم

4-    خیلی دیر با کسی اخت و صمیمی می شم . اما دوستان صمیمی هم زیاد دارم . البته بیشتر از اینکه من صمیمی باشم اونا احساس صمیمیت می کنن.

5-       آدم جاه طلبی هستم . از قدرت داشتن لذت می برم اما هیچوقت ازش سوء استفاده نکردم .

6-    بی نهایت به قشر کارگر احترام می گذارم و براشون هر کاری از دستم بر بیاد حقیقتا دریغ نمی کنم. آدمهای زیادی به دست من اخراج شدن ولی اگر هم اینکارو کردم واقعا استحقاقش رو داشتن . و خیلی بیشتر از حد و حدودشون بهشون فرصت هم دادم .

7-       شخصیت مستقلی دارم . وابسته به خانواده نیستم . شاید قبلا به کسی وابسته بودم ولی مدتهاست دیگه هیچکس نمی تونه وابستم کنه .

8-    دروغگوی بی نهایت ماهری هستم . اما همیشه دروغهام کوچیک بوده . هیچوقت جرات گفتن دروغهای بزرگ رو نداشتم . جالبیش هم اینه که بیشتر دروغهام برای اینه که کسی رو خوشحال کنم ! یا اینکه فکر می کنم طرف مقابلم نیازمند به شنیدن یک چنین چیزی هست .  خیلی راحت می تونم برای هر کسی نقش بازی کنم ، حتی گریه کنم ! همیشه دلم می خواسته که عکس العمل دیگران رو تو شرایط مختلف با خودم ببینم .

9-       اگر کاری رو بخوام انجام بدم هر کسی هم که مانعم بشه انجامش می دم.

10-   مردها رو دوست دارم . 

11-   به لباس پوشیدن خیلی اهمیت می دم و آدم خوش لباسی به حساب میام .

12-    این یه حقیقته که همه مردها عاشق دستهای من هستن !!.

13-    پشتکارم خیلی زیاده .

14-    به شدت درونگرا هستم .

15-    از مرگ واقعا نمی ترسم . (شاید نوعی جهالت باشه )

16-    کم حرف هستم .

17-    دخل و خرجم دستمه .

18-    دهنم خیلی قرصه بهمین خاطر راز دار خیلی ها هستم .

19-    آدم بسیار شاد و پر شر و شوری هستم . البته گاهی تو فازهای غمگین می رم که در اومدنم هم زیاد آسون نیست .

20-   از بازی ها و سر گرمیهایی که توش ترس از  سقوط آزاد  داره خوشم می یاد .(دلم میخواد یه روز این بازی رو که به کمر خودشون طناب می بندند و بعد از یه بلندی پرتاب می کنن پایین و کلشون می خوره تو آب رو تجربه کنم !)

21-    عاشق هر چیزی هستم که دود یا بخاراز خودش متساعد می کنه .

22-    بی نهایت منظم و تمیسم (قربون خودم!)

23-   تقریبا بطور مداوم ورزش می کنم  و هر کسی بازوهام  رو لمس می کنه باورش نمی شه که اینقدر بدن ورزیده ای داشته باشم و الان هم هیچ اضافه وزنی ندارم و بسی دیدنی ام !!!! ورزش مورد علاقم هم شناست و شناگر قابلی هم هستم . و بدن سازی هم که برای شنا لازمه .

24-    خودم رو در مقابل هر کاری که بهم محول کرده باشن سخت متعهد و مسئول می دونم .

25-    خیلی دیر عصبانی می شم ولی اگر عصبانی بشم زبون تلخ و سوزنده ای پیدا می کنم .

26-   تو دوستی صادقم تا وقتی بهم ثابت بشه که طرفم باهام یکرنگ نبوده . دنبال انتقام هیچوقت نبودم اما بارها به ناحق ازم انتقامهای سختی کشیدن . (تادیب کردن با انتقام فرق داره!)

27-    رانندگی خوبی دارم و به قوانین احترام می گذارم .

28-    نامه نوشتن رکن بزرگی توی زندگی من هست و اگر کسی نتونه اینکار رو بکنه نمی تونم بطور مداوم کنارش باشم .

29-   تا قبل از این که شرایطی داشتم که نمی تونستم ادامه تحصیل بدم . اما فکر می کنم این مشکل بعد از ازدواج حل بشه و این اولین کاری خواهد بود که انجام خواهم داد .

30-    خود بزرگ بینی عجیبی دارم !!! عاشق تعریفم . از انتقاد ناراحت می شم ولی بالاخره می پذیرمش

31-   تو دوستی هام خیلی جاها به دیگران گفتم که نمی خوامشون و کم هم نبودن آدمهایی که گفتن منو نمی خوان ! اوایل برام غیر قابل تحمل بود ولی این آخر ها اصلا ناراحت نمی شدم و به عنوان یه قانون قبولش کرده بودم که همونطور که من حق دارم اونها هم حق دارند .

32-    عاشق طلام . دیوانه وار می پرستم این شئی زرد رو .

33-    بارها عاشق شدم اما همیشه عاشق آدمهایی بودم که مورد انتخابم برای ازدواج نبودن .

34-    عاشق بحثم حتی اگه شکست بخورم .

35-    محافظه کارم . شاید بخاطر نداشتن اعتماد به هیچ تنابنده ای هست که همیشه سعی کردم محتاط باشم.

36-    تازه فهمیدم که آشپز خیلی خوبی هستم .

37-    چند خصلت دارم که خیلی ها به این هنوان منو می شناسن : فکور ، مرموز ، تنها

38-   بهترین روزهای زندگیم از وقتی شروع شد که فهمیدم هیچ چیز مهمتر از خودم توی دنیا نیست که باید برای شادی و خوشحالیش تلاش کنم . زمانی که یاد گرفتم خودم رو دست کم نگیرم . یاد گرفتم که اونها که شادتر اند نسبت به مذهبشون بی خیال ترند . و اونها که ناراحت تر ، مذهبی تراند (استثنا هم هست ولی واقعیت دور و بر من اینه ) .

39-   فهمیدم که  زندگی چیزی زیادی برای تفاخر و دلبستن نداره پس زیاد بهش نمی چسبم که چیزی برای از دست دادن نداشته باشم . 

 

اضافه شد :

 

با اینکه فکر می کردم بدی هم خیلی قاطی مطالبی که گفتم داشت، ولی بازم بخاطر گل روی شما به لیست اضافه می کنم 

1-       عادت دارم بقیه رو سر کار بزارم . جوری که وقتی می فهمه می خوان بکشنم .(البته جنبه داشته باشه کلی می خندیم).

2-        اونقدر خونسردم که کفر بقیه رو در میارم.

3-       تا حدی توی بعضی کارها هم تنبلم .

4-    وقتی فکرم مشغول باشه دیگه حواسم به هیچکس نیست (نمی تونه باشه) جالبیش هم اینه که هر سئوالی بکنید مفصل جوابش رو میدم و بعد می زنم زیرش !!!! یعنی اصلا یادم نمی یاد که چنین چیزی رو من گفته باشم !

۵- اگه بدونم کسی دوستم داره یا دلش می خواد نزدیک بشه و .... به طرز باور نکردنی پیچیده می شم . اونقدر باهاش کلنجار می رم و از این کلنجار رفتن لذت می برم که حد نداره . می دونم که طرف مقابلم رو واقعا دیوونه می کنم .  

 

پی نوشت : اگه بازم چیزی یادم اومد بعدا اضافه می کنم  

2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 9:57  توسط سونامی  | موضوع: واقعی |