تبليغاتX
page

ورق 325: دیوار نازک

از بی طاقتی زندگی را شروع کردیم . شبها از اتاق خواب صدای خانم همسایه می آید که برای بچه اش لالایی می خواند . از خانه آنیکی همسایه هم صدای دعا و ورد خواندن . روزها هم حتی وقتی خانم همسایه استکانهایش را توی سینک ظرفشویی می گذارد ما متوجه می شویم و متن کامل حرفهایش با شوهرش . حتی می دانیم که 22 هزار تومان پول آیفن را ندارند که تا آخر ماه بعد بدهند به مدیر ساختمان !

مانده ام با این کشف جدیدمان توی این چند وقته چه سوتی هایی که نداده ایم و از خانه ما چه صداهایی که نشنیده اند . گمانم دلیل چشم غره های آقای همسایه را فهمیده ایم !

2 نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 13:43  توسط سونامی  | موضوع: واقعی |