
و خدا دوباره دستای منو خالی نگذاشت . سرشارم از حسی بدیع و زیبا .
کم کم دارم از حس دختر بودن به حس همسر بودن می رسم . انگار اینها پله هاشه .که گاهی با زجر و درد و گاهی آروم و راحت باید بالا بری .
اینکه با کسی همه جوره مچ باشی و به اون سلامت روانی بعد از ازدواج برسی کار چندان سختی نیست . انکه بتونی علارقم تمام تفاوتهات به این سلامت دست پیدا کنی هنریه که کار هر کسی نیست .
وقتی با کسی دوستی همیشه این یک امتیاز بود که باهاش باشی و خوشحالش کنی ،باهاش بخوابی ولی به ریز زندگیش دخالت نکنی . انگار فقط تا یه محدوده خاصی قلمرو حرکت و حتی صحبتی تو هست .
ولی وقتی همسری می کنی ، دیگه اگه خودت رو کنار بکشی هم کارت اشتباهه . اگر خیلی ریز بشی هم اشتباهه . هنره حد وسط رو نگه داشتن . که هم بتونی کنجکاوی هاتو جوری نشون بدی که نشون علاقه باشه و تا حدی هم پیش نری که همسرت احساس کنترل شدگی بهش دست بده .
تو دوستی می تونی خیلی سریح بگی دیگه دوستت ندارم و بعد از دو روز دوباره از نو شروع کنی . ولی تو همسری این جمله آتیش می زنه به کل زندگیت و خیلی هنرمند باشی بتونی خاموشش کنی ولی همیشه اون اثر سوختگیه باقی می مونه .
وقتی همسری نداری فکر می کنی می تونی با تکرار همخوابگی با آمدمهای متفاوت یه طعم تازه رو پیدا کنی . اما زیبایی و سلامت در یک آغوش بودن چیزیه که من تازه دارم به اون می رسم . اینکه با تموم بدی ها و خوبی ها و چالشهای رابطه ای که دارید ، اون آغوش می شه همه زندگیت . مقصد آخرت . انگار زندگی کم کم خلاصه می شه توی همون یه گله جا !
و وقتی می بخشی و یا بخشیده می شی اون آغوش می شه خود خود زندگی .
دیگه مطرح نیست توی یه خونه مجلل باشی یا یه خونه کج و کوله و زهوار در رفته و کر و کثیف . مهم بودن در اون آغوشه .
انگار توی این دنیا اگه بتونی یک نفر رو ، فقط یک نفر رو تا همیشه خوشحال نگه داری یعنی کارت رو درست انجام دادی و بارت رو درست داری می بندی و به جای درستی داری می ری .
از اینکه ازدواج کردم خوشحالم .
پی نوشت : اینجا جای درد دل منه . از کامنت هاتون ممنون . ته قلب هر کس ممکنه هزار تا غم بچگونه باشه . هزار تا فکر احمقونه . ممکنه فکر های عجولانه و فکر ها و تصمیم های عجولانه تری توی این صفحه نوشته بشه . اما اونچیزی که مسلمه اینه که اینجا زندگی واقعی من نیست . اینجا صفحه خالی کردن خودم از همه اون افکار مسخره ، کشنده ، موزی و بده . اینجا مرور زندگی من نیست . اینجا جای بیان کلماتیه که من از گفتن اون رنجهام کمتر می شه . و احساس های خوب من بیشتر . ممکنه خیلی هاتون رو بخندونه . از همتون بخاطر راه حلها و همدردیهاتون توی کامنت ها ممنونم . امیدوارم که تونسته باشم منظورم رو بهتون برسونم . دوستتون دارم .